![]() |
![]() |
|
| در راه ما شکسته دلی میخرند وبس .:. بازار خود فروشی از آن راه دیگر است |
|
سلام بعد از مدت زیادی توانستم دوباره وبلاگم را آپ کنم بخاطری تاخیر زیاد در این کار معذرت شعر گونه نوشتم بعد از یک خواب طولانی شعر در خودم پس حتما چون کار های دیگرم مشکلاتی دارد که بخاطر این هم معذرت. من و تو میخندیم
به دروغین شدن سخت رمان به جفای که کنون حاصل لیلی شود از مجنونش به صفای که برند آدمیان از خونش من و تو میخندیم من و تو میخندیم
به عجب رنگ عوض کردن زاغ به سیاه گشتن طاوس زمان و به راه رفتن طاوسی کبک من و تو میخندیم من و تو میخندیم به عجب خاک زدن های پلیدان به چونان کور شدن های سعیدان من و تو میخندیم من و تو میخندیم به وجود ناتوان خودمان به عجب خنده پر گریه مان به عجب کر شدن خلق ز این خنده ما باید هم خنده کنیم باید هم خنده کنیم که کنون شعر من و تو همه از خنده پر است آنچنان خنده که از سنگ کشاند اشک و آنچنان خنده که از گریه سیاه رو تر است من و تو میخندیم من و تو میخندیم به عجب مردن مان - که تمام عمر است - به عجب ساختگی بودن عشق و به عجب گیر شدن در لجن مال جهان به عجب زنده گی مرده مان باید هم خنده کنیم ! آن زمانی که نباشد اشکی آن زمانی که وجودت همه خشک است آن زمانی که همه رود اسید است نه آب ! آن زمانی که دیگر ثانیه ئی تاب نباشد - گر که آبی نرسد - خنده باید بکنیم خنده باید بکنیم چی توان کرد دیگر... بهار 1388 هرات
|
|
+ نوشته شده در
88/01/06ساعت 11:36 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک قدیما |
| من کی هستم: |
|
نام من امیدمیلاد "متین"فرزند همین کره خاکی هستم 16 سال هست که در اینجا هستم
کاهی وقت ها مینشینم و کلماتی را روی برگ کاغذ مینوسم به شکلی یکه بشه به آن شعر گفت واین هم یک علاقه من است و رنگ آبی را دوست دارم بخاطریکه همیشه آسمان آبی است دریا و بحر آبیست رنگ شادی و خشوبختی است. و رنگ سیاه بهترین رنگ برایم هست چون سیاه هست دوستش دارم. همیشه خون سرد هستم کوشش میکنم مهربان باشم. |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر های خودم |
|
RSS
|