![]() |
![]() |
|
| در راه ما شکسته دلی میخرند وبس .:. بازار خود فروشی از آن راه دیگر است |
|
یارب مدد نمـایا تو رهـنـمـا دل شـو !!
شمعی بدل فروزان و ز معرفت نمایا صبر بدل عطا کن تا چون کویر باشد مهری بدل بدی تو تا بحر لطف باشد عشقی بدی خدایا تا دوستدار باشد "امید میلاد" این شعر هم از خود من است |
|
+ نوشته شده در
86/01/17ساعت 12:3 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
چرا دوباره این دلمن میتپد بخاطر تو
دوباره خاطره ها زنده شد بخاطر من چگونه آه جدا شد ز دلم!!!!! مگر که قهر نبود این دلمن با دل تو به من حدیث عشق نگوید که من ز عشق بریدم نه وصل یار بخواهم نه رفتن و نه جدای نه منتظر بنشینم نه صبر انتظار بخواهم نه محبت طلب کنم نه غم یار ببینم دوباره در نزن بدل که درببسته ز خویش است دوباره برنگرد بدل که من حصار ببستم هزار دام نهادم هزار حقه ببستم چرا که تاب نباشد دل من را دوباره شکستن "امید میلاد" این شعر هم از خود من است |
|
+ نوشته شده در
86/01/11ساعت 9:50 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت مبارک باد
|
|
+ نوشته شده در
86/01/10ساعت 0:14 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک قدیما |
| من کی هستم: |
|
نام من امیدمیلاد "متین"فرزند همین کره خاکی هستم 16 سال هست که در اینجا هستم
کاهی وقت ها مینشینم و کلماتی را روی برگ کاغذ مینوسم به شکلی یکه بشه به آن شعر گفت واین هم یک علاقه من است و رنگ آبی را دوست دارم بخاطریکه همیشه آسمان آبی است دریا و بحر آبیست رنگ شادی و خشوبختی است. و رنگ سیاه بهترین رنگ برایم هست چون سیاه هست دوستش دارم. همیشه خون سرد هستم کوشش میکنم مهربان باشم. |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر های خودم |
|
RSS
|