![]() |
![]() |
|
| در راه ما شکسته دلی میخرند وبس .:. بازار خود فروشی از آن راه دیگر است |
|
لالوتزه ميگويد گه :
انسان هر چه کمتر سخن گوید بهتر به سر و سامان رسد. |
|
+ نوشته شده در
84/12/26ساعت 3:0 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
كلتون مينويسد : فرق بین سعادت و خردمندی اینست که آنکه خود را خوشبخت میانگذارد واقعاً خوشبخت است و لی آنکه خود را از همه خردمند تر میانگذارد از همه نادانتر است |
|
+ نوشته شده در
84/12/26ساعت 2:52 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
پرودگار من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریا نداری !!!!!!
من چون توی دارم تو چون خودنداری
امید وارم شاد باشید آماده تبادل لینک هستم اگر نظری دارید حتماٌ بنویسید ممنون شما |
|
+ نوشته شده در
84/12/22ساعت 6:39 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
یارب دلما را تو به رحمت جان ده
دردت همه را به راحتی درمان ده این بنده چی داندکه چی بایدکرد داننده تو هر آن چی خواهی ده |
|
+ نوشته شده در
84/12/17ساعت 4:2 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
یک شعر بسیار جالب که از هر طرف میتوان خواند (هر ستون بصورت افقی و عمودی خوانده می شود) ازچهره افروخته گل را مشکن افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن گل را دیگر خجل مکن ای مه من مشکن به چمن ای مه من قدر سمن را
(عزیزمن اگر نظر یا انتقادی داری هتما در بخش نظرات بنویس) |
|
+ نوشته شده در
84/12/17ساعت 3:43 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
کتاب آموزگاریست که هزار با سوال نمایی جواب میدهد.
فرزند خوشبخت از کسی ایست که اندرز پدر و مادر را بشنود در دنیا دو تصویر برایم زیباست و دیگی تصویر مادرم |
|
+ نوشته شده در
84/12/17ساعت 3:25 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
مادرم !!! از گل فروش بهر تو گل خواستم نداشت داغم زباغبان که گل کمیا نکاشت صد باغ سر کشیدم و صد دشت سر زدم اما نبود آنچه دلم انتطار داشت (بخاطر روز مادر گل میخواستم)
|
|
+ نوشته شده در
84/12/17ساعت 3:15 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
روز زن مبارک باد !!!
رنگین تر از بهار طراوت کلام زن زیبا تر از تبسم شادی مرام زن بالاتر ز هستی همه عالم مقام زن زین شیوه مرد های توانا غلام زن زنان بر دنیا حکومت می کنند زیر زنان بر کسانی حکومت میکنند که آنها بردنیا حکومت می کنند.
جامعه باشد ز دو تن سربلند مرد نظامی و زن هوشمند زن چو بود با هنر عالیه بجه با هوش کن تربیه |
|
+ نوشته شده در
84/12/17ساعت 3:1 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب وگریه سحر گاهم ده در راه خودم اول مرا ز خودم بیخود کن بیخود جو شدم زخود بخود را هم ده |
|
+ نوشته شده در
84/12/09ساعت 8:39 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
الهی !
چه خوشست روزگاریست روزگار دوستان تو باتو ! چه خوش بازاریست بازار عارفان در کار تو ! چه آتشین است نفسهای ایشان در یاد کرد و یادداشت تو ! چه خوش دردیست درد مشتاقان در سوز شوق و مهر تو ! جه زیباست گفت وگوی ایشان در نام و نشان تو ! ای سزاوار ثنای خویش ! ای شکر کننده عطالی خویش ! ای شیرین نماینده بلای خویش ! رهی بذات خود از ثنای ت وعاجز و بعقل خود از شناخت تو منت تو عاجز ..... {پیر هرات خواجه عبدالله عنصاری}
|
|
+ نوشته شده در
84/12/06ساعت 1:9 بعد از ظهر " امید میلاد |
|
|
این دستور جالب از طرف قرمانده نیروی دریایی انگلیس خطاب به ناخدای رزمنا
"وانگارد" صادر شده است : تار رسیدن دستور جدید از شلیک گلوله با اولین توپ سمت راست رزمنا خودری کنید علت این است که یک کبوتر در داخل لوله توپ آشیانه درست کرده و در آنجا تخم گذاشته است .
داشته باشد خوب می فهمید چی کار میشود..
|
|
+ نوشته شده در
84/12/04ساعت 10:10 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
پروردگارا !!! به عظمت و بزرگی خویش!! آغوش گرم مادرم و مهر پدر را از من مگیر...
|
|
+ نوشته شده در
84/12/03ساعت 11:27 قبل از ظهر " امید میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک قدیما |
| من کی هستم: |
|
نام من امیدمیلاد "متین"فرزند همین کره خاکی هستم 16 سال هست که در اینجا هستم
کاهی وقت ها مینشینم و کلماتی را روی برگ کاغذ مینوسم به شکلی یکه بشه به آن شعر گفت واین هم یک علاقه من است و رنگ آبی را دوست دارم بخاطریکه همیشه آسمان آبی است دریا و بحر آبیست رنگ شادی و خشوبختی است. و رنگ سیاه بهترین رنگ برایم هست چون سیاه هست دوستش دارم. همیشه خون سرد هستم کوشش میکنم مهربان باشم. |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر های خودم |
|
RSS
|